مقایسه سرسختی روانشناختی در مادران دارای کودک مبتلا به کم توانی ذهنی، فلج مغزی و سندروم داون
کد مقاله : 1176-4THESSNCONF
نویسندگان
نرگس آقابزرگ زاده1، عباسعلی تقی پور جوان *2، فهیمه حسن نتاج3، سیده زهرا سیدی نژاد فشتمی1
1دانشجوی کارشناسی ارشد گروه روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی دانشگاه علوم و فنون مازندران
2استادیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان
3استادیار گروه روانشناسی دانشگاه علوم و فنون مازندران
چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرسختی روان‌شناختی در میان مادران دارای فرزند مبتلا به کم‌توانی ذهنی، فلج مغزی و سندرم داون انجام شد. این مطالعه از نوع پس‌رویدادی و با طرح علی–مقایسه‌ای بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند مبتلا به یکی از اختلالات یادشده در شهرستان تنکابن بود که از میان آن‌ها، ۶۰ نفر (۲۰ مادر در هر گروه) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای سنجش سرسختی روان‌شناختی از پرسشنامه سرسختی کوباسا (1982) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آماری توصیفی و آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه تحلیل گردید. نتایج نشان داد میانگین سرسختی روان‌شناختی مادران دارای فرزند مبتلا به سندرم داون به طور معناداری بالاتر از مادران دارای فرزند کم‌توان ذهنی و فلج مغزی است و پایین‌ترین میزان سرسختی مربوط به مادران کودکان مبتلا به فلج مغزی بود. این یافته‌ها بیانگر آن است که نوع و ماهیت نیازهای مراقبتی و درمانی کودک می‌تواند بر میزان سرسختی روان‌شناختی مادر تأثیرگذار باشد و فشارهای جسمانی و هیجانی مرتبط با فلج مغزی، سطح سازگاری مادر را کاهش می‌دهد. بر اساس نتایج، تقویت مهارت‌های مقابله‌ای، افزایش حمایت اجتماعی و آموزش راهبردهای تنظیم هیجان می‌تواند در ارتقای سرسختی روان‌شناختی مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه مؤثر بوده و به بهبود سلامت روان و سازگاری خانوادگی آن‌ها کمک نماید.
کلیدواژه ها
سرسختی روان‌شناختی، کم توانی ذهنی، فلج مغزی، سندروم داون
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی