نقش هوش های چندگانه در پیش بینی و جبران اختلالات یادگیری
کد مقاله : 1060-4THESSNCONF
نویسندگان
مهوش دهقان *
دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر همدان
چکیده مقاله
اختلالات یادگیری ازجمله دیسلکسی، دیسگرافی و دیسکالکولی باالگوهای شناختی ناهمگونی همراه اند
که نیازمند رویکردهای غیریکنواخت درشناسایی و مداخله هستند.هدف این پژوهش،بررسی نقش هوش های چندگانه در پیش بینی شدت اختلالات یادگیری و ظرفیت جبرانی آنها از طریق فعالسازی هوش های جانبی بود.این مطالعه به صورت ترکیبی (کمّی-کیفی) و با طرح همبستگی-تفسیری انجام شد؛جامعه آماری رادانش آموزان 8 تا 21 ساله ٔ مراکزویژه ٔ آموزش و توانبخشی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند و 45 نفر با تشخیص بالینی دیسلکسی،دیسگرافی یا دیسکالکولی) بر اساس معیارهای 5-DSM و تأیید متخصص روانشناس(با روش نمونه گیری هدفمند)انتخاب شدند.ابزارهای گردآوری داده ها شامل آزمون هوش های چندگانه ٔ مک کرین (1999)،آزمون تشخیص اختلالات یادگیری نوری-زنجانی (1398)ومصاحبه ٔ نیمه ساختاریافته برای بررسی الگوهای جبرانی بودند.داده های
کمّی بارگرسیون چندگانه وداده های کیفی با تحلیل مضمون تفسیری تحلیل گردیدند.یافته ها نشان داد که هوش های فضایی،موسیقایی و جسمانی-جنبشی پیش بینی کننده های معناداری از عملکرد بالاتر در حوزه های ضعیف شده بودند؛ به ویژه هوش فضایی در دیسلکسی و هوش جسمانی-جنبشی در دیسگرافی،با فعال کردن
استراتژی های جبرانی غیرزبانی ( مانند تجسم ذهنی، طرحواره سازی، حرکت هماهنگ با یادگیری)همراه بودند.همچنین، شرکت کنندگانی که هوش بین فردی بالاتری داشتند،از یادگیری همکارانه به عنوان راهبرد جبرانی مؤثرتری استفاده کردند.این یافته ها تأیید می کنند که تشخیص و تقویت هوش های غالب می تواند چارچوبی علمی و عملی برای طراحی برنامه های آموزشی فردی سازی شده در کودکان با اختلالات یادگیری فراهم کند و رهیافتی امیدوارکننده در جهت حرکت از «درمان نقص» به «تقویت استعداد»باشد.
کلیدواژه ها
هوش های چندگانه، اختلالات یادگیری، دیسلکسی، جبران شناختی.
وضعیت: پذیرفته شده مشروط برای ارائه به صورت پوستر